زندگی

زندگی سبزترین آیه در اندیشه برگ

زندگی خاطر دریایی قطره در آرامش رود

زندگی حس شکوفایی یک مزرعه درباور بذر

زندگی باور دریاست در اندیشه ماهی در تنگ

      زندگی فهم نفهمیدن هاست

زندگی پنجره ای باز به دنیای وجود

تا که این پنجره باز به دنیای وجود

تا که این پنجره باز است جهانی با ماست

آسمان نور خدا عشق سعادت با ماست

فرصت بازی این پنجره را دریابیم

در نبندیم به نور در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم

پرده از ساحت دل برگیریم

رو به این پنجره با شوق سلامی بکنیم

زندگی رسم پذیرایی از تقدیر است

وزن خوشبختی من وزن رضایتمندی ست

زندگی شاید شعر پدرم بود که خواند

چای مادر که مرا گرم نمود

نان خواهر که به ماهی ها داد

زندگی شاید آن لبخندی ست که دریغش کردیم

زندگی زمزمه پاک حیات ست میان دو سکوت

زندگی خاطره آمدن و رفتن ماست

لحظه آمدن و رفتن ما تنهایی ست

   من دلم می خواهد

   قدر این خاطره را دریابم


شهر

هم از سکوت گریزان هم از صدا بیزار

چنین چرا دلتنگم؟!چنین چرا بیزار

زمین از آمدن برف تازه خشنود است

من از شلوغی بسیار رد پا بیزار

قدم زدم!ریه هایم شد از هوا لبریز

قدم زدم!ریه هایم شد از هوا بیزار

اگر چه می گذریم از کنار هم آرام

شما زمن متنفر من از شما بیزار

بر مسجد آمدم و نا امید برگشتم

دل از مشاهده تلخی ریا بیزار

صدای قاری و گلدسته های پژمرده

اذان مرده و دل های از خدا بیزار

به خانه ام بروم؟!خانه از سکوت پر است

سکوت می کند از زندگی مرا بیزار

تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست

از این سکوت گریزان از آن صدا بیزار

*فاضل نظری*

سلام

سلام دوستان خوبم متاسفانه وبلاگم توسط یک آدم بی وجدان هک شد 

این وب جدیدمه خوشحال میشم بازم نظرات خوبتون رو در وب جدیدم ببینم